خانه / قصه بر اساس موضوع / داستان مذهبی

داستان مذهبی

داستان در مورد جشن تکلیف

جشن تکلیف

داستان در مورد جشن تکلیف . صبا کوچولو یک بابا بزرگ مهربان داشت که اکثر اوقات را با مناجات با خدا مشغول بود. صبا نماز خواندن را خیلی دوست داشت و هر وقت بابا بزرگ را در حال نماز خواندن می دید، می دوید و جانماز مادر را بر میداشت …

ادامه مطلب »

دوستی با خدمتکار

قصه مذهبی دوستی با خدمتکار در آن بعد از ظهر خنک، گاه نسیم ملایمی می وزید؛ شاخ و برگ درخت های نخل را تکان می داد و برگ های ریخته بر کوچه را به بازی می گرفت. داخل کوچه چند کودک خردسال مشغول بازی بودند. سلمان فارسی از کنار کودکان …

ادامه مطلب »