قصه کودکانه

داستان کلاغ و روباه از داستان های قدیمی و جذاب

داستان کلاغ و روباه . داستان کلاغ و روباه یکی بود یکی نبود. توی یک جنگل سرسبز، کلاغی زندگی می کرد که عاشق پنیر بود. یک روز وقتی که کلاغ داشت توی آسمون پرواز می کرد، یک قالب پنیر دید. کلاغ که خیلی پنیر دوست داشت، اون قالب پنیر رو خیلی …

ادامه مطلب »

قصه ماهی قرمز مغرور

سلام بچه های عزیز و دوست داشتنی؛ خوب هستید؟ سلامتید؟ امروز در خدمت شما هستیم تا قصه ماهی قرمز مغرور را براتون تعریف کنیم. یعنی همون قصه ای که بعضی از شما درخواستشو کرده بودین. ما هم طبق قولی که دادیم این قصه رو امروز براتون آماده کردیم؛ پس گوش بدین …

ادامه مطلب »

قصه دوستان همدل یه قصه کودکانه جذاب و شنیدنی

قصه دوستان همدل

قصه دوستان همدل یه قصه کودکانه جذاب و شنیدنی هست که به بچه های عزیز یاد میده چطور با همدلی و اتحاد میشه مشکلات رو برطرف کرد. قصه دوستان همدل یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. روی یک درخت بزرگ و کهنسال توی یه جنگل سرسبز یه …

ادامه مطلب »

ببر می آید، فرار کن!

ببر

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. قصه ببر می آید، فرار کن! یک قصه زیبا و جذاب است که پیشنهاد می شود حتما ان را مطالعه کنید. در یک جنگل زیبا حیوانات زیادی در کنار هم زندگی می کردند. در میان حیوانات جنگل، الاغی بود که …

ادامه مطلب »

داستان کوتاه کودکانه خرگوش مهربان

داستان کوتاه کودکانه

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود، خرگوش مهربانی بود که در روستای سرسبز و خوش آب و هوایی زندگی می‌کرد. یک روز صبح آقای خرگوش تصمیم گرفت که به مزرعه برود و برای ناهارش چند هویج بچیند و با آن یک سوپ خوشمزه بپزد. خرگوش مهربان چهار هویج …

ادامه مطلب »

قصه پسر کوچولو و ببرها

قصه

قصه پسر کوچولو و ببرها، قصه پسر کوچکی است که در جنگل درگیر ماجرایی می شود. آیا می خواهید بدانید ماجرای پسر کوچولو چیست؟ پس با سایت مخصوص قصه همراه باشید. قصه پسر کوچولو و ببرها قصه پسر کوچولو و ببرها از یک روستای کوچک آغاز می شود. در این روستا …

ادامه مطلب »

مِری یک بره کوچولو داشت

  مری یک بره کوچولو داشت مِری یک بره ی کوچک داشت. پشم گوسفند مِری مثل برف سفید بود. بره هر جایی که مِری می رفت دنبالش می رفت و همیشه همراه مری بود. یک روز که مری به مدرسه رفت بره کوچولو نیز همراه او رفت. معلم مری مخالف …

ادامه مطلب »