قصه معمولی

قصه چوب بیسبال قدیمی

چوب بیسبال

قصه چوب بیسبال یکی از قصه های قشنگ و جذاب است و مطمئنم آقا پسرها از خواندن و شنیدن اون لذت می برن. یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. در یک شهر زیبا پسری به نام جان بود که به بازی و ورزش علاقه زیاد داشت. …

ادامه مطلب »

سفید برفی و رز قرمز

سفید برفی

سفید برفی و رز قرمز قصه دو خواهر است که با یک خرس دوست می شوند و با کوتوله های بدجنس مبارزه می کنند. اگر می خواهید اتفاق های این داستان زیبا را بدانید تا پایان قصه با سمن گل همراه باشید. یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ …

ادامه مطلب »

داستان پروانه ای که رنگارنگ نبود!

قصه کودکانه

پروانه کوچکی که آرزوی داشتن پرهای رنگی و زیبا داشت. اما به نظر شما چه اتفاقی می افتد که آرزوهای او بر باد می رود. اگر دوست دارید داستان پروانه کوچک را بدانید با سمن گل همراه باشید. در زمان های نه چندان دور در یک باغ بزرگ و زیبا …

ادامه مطلب »

دختری به نام گل خندان

داستان زیبای دختری به نام گل خندان . يكي بود؛ يكي نبود. تاجر معتبر و صاحب نامي بود كه مردم خيلي قبولش داشتند و هر كس پول يا جواهري داشت كه مي ترسيد پيش خودش نگه دارد, آن را مي برد و پيش تاجر امانت مي گذاشت. يك روز براي …

ادامه مطلب »

خرس عروسکی داخل فروشگاه

یکی بود یکی نبود. در زمان های نه چندان دور، یک خرس عروسکی زیبا و بزرگ وجود داشت که در قفسه ای در یک فروشگاه نشسته بود و منتظر کسی بود که او را بخرد و به خانه اش ببرد. عروسک خرسی از یک خز خاکستری رنگ نرم و زیبا …

ادامه مطلب »