0-3 ساله

سنجاب کوچولو و نی نی یک قصه کودکانه جدید

قصه کودکانه جدید

سنجاب کوچولو و نی نی یک قصه کودکانه جدید. یکی بود یکی نبود. در جنگل سرسبز همیشه بهار روی یک درخت بزرگ سنجاب کوچولو با پدر و مادرش با خوبی و خوشی زندگی می کردند. چند روز پیش مامان سنجابه یک نی نی کوچولو به دنیا آورده بود و حالا …

ادامه مطلب »

گرگ و هفت بره کوچولو (قصه کلاسیک بزبز قندی)

مامان بزی

یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. امشب قصد دارم قصه گرگ و هفت بره کوچولو را برای شما عزیزان تعریف کنم. در یک جنگل بزرگ در کلبه ای زیبا مامان بزی با هفت بره خود به خوبی و خوشی زندگی می کرد. او بره های …

ادامه مطلب »

قصه خروس بیمار

قصه خروس بیمار

قصه خروس بیمار یه قصه زیبا و شنیدنی هست که درباره خروس دختری به نام مگی هست. یکی بود یکی نبود. توی دنیای بزرگ خدا، توی یکی از مزرعه های زیبا، دختری به نام مگی زندگی می کرد. مگی علاوه بر حیوانات زیادی که توی مزرعه داشت، یه خروس زیبا …

ادامه مطلب »

آرزوی زرافه کوچولو

زرافه

زرافه کوچولو آرزوهای عجیب و غریبی داشت. یک شب آرزو کرد که گردنش خیلی خیلی دراز بشه. همان موقع فرشته آرزو از آنجا رد شد. صدای او را شنید و لبخندی به او زد. در چشم بر هم زدنی گردن زرافه کوچولو دراز شد. دراز و درازتر. رفت و رفت …

ادامه مطلب »

من میتونم بالا برم! داستان تصویری برای بچه ها

داستان پسر کوچولویی که یاد می گیره چطور از همه چیز بالا بره. اما چطور میتونه از اونا پایین بیاد؟ اگر دوست دارید ماجرای این پسر رو بدونید با سایت مخصوص قصه “سمن گل” همراه باشید.   من الآن دیگه یک پسر بزرگ شدم! من می تونم از هر چیزی …

ادامه مطلب »

داستان کودکانه لیزا می تونه راه بره!

داستان کودکانه

“لیزا می تونه راه بره” لیزا دختر کوچولویی است که فردا جشن تولد یک سالگی اونه. فردا هدیه های زیادی می گیره اما به نظر شما بهترین هدیه لیزا چیه؟ اگر دوست دارید داستان لیزا را بدانید پس با سایت مخصوص قصه همراه باشید.     لیزا نمی تونه بخوابه. …

ادامه مطلب »

مِری یک بره کوچولو داشت

  مری یک بره کوچولو داشت مِری یک بره ی کوچک داشت. پشم گوسفند مِری مثل برف سفید بود. بره هر جایی که مِری می رفت دنبالش می رفت و همیشه همراه مری بود. یک روز که مری به مدرسه رفت بره کوچولو نیز همراه او رفت. معلم مری مخالف …

ادامه مطلب »