خانه / داستان کوتاه کودکان

داستان کوتاه کودکان

داستان کوتاه کودکانه خرگوش مهربان

داستان کوتاه کودکانه

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود، خرگوش مهربانی بود که در روستای سرسبز و خوش آب و هوایی زندگی می‌کرد. یک روز صبح آقای خرگوش تصمیم گرفت که به مزرعه برود و برای ناهارش چند هویج بچیند و با آن یک سوپ خوشمزه بپزد. خرگوش مهربان چهار هویج …

ادامه مطلب »